بدون عنوان
عزیزه دلم امروز یکشنبه 25 دی ماهه از الان خودمو برای هفته بعد که به خاطر تعطیلیا یه روز در میون میرم سرکار آماده کردم، کلی خوشحالم که قراره با هم باشیم دیگه این دفعه نمیرم سرکار، قول میدم نفســـــــــــــــــــــــــــــــــــم تازگیا شبا باید به زور بخوابونیمت ، بابایی این امر خطیرو به عهده گرفته چون من نمیتونم عسلم یه کتاب خریدم تا از این به بعد سوپاتو با برنامه و متنوع بهت بدم، روی جلدش عکس یه نی نی نازه تو هم میری هی صورتتو میچسبونی به عکس نی نیه قربونه دله کوچولو و مهربونت برم عاشقه وقتایی هستم که با هم رو تخت دراز میکشیم و بازی میکنیم کلی میخدیم و جیغ میکشیم، همسایمون فکر میکنه مامانی از پس آیساش بر نمیاد اونوقت ...
نویسنده :
مامان آیسا
12:45











